ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

292

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

سنه دويست و پنجاه بيان قيام و ظهور يحيى بن عمر طالبى و قتل او در آن سال يحيى بن عمر بن يحيى بن حسين بن زيد بن على بن الحسين بن على - بن ابى طالب كه كنيه او ابو الحسين عليه السلام بود در كوفه قيام و ظهور نمود ( عليه السلام نص مؤلف است ) مادرش فاطمه دختر حسين بن عبد اللّه بن اسماعيل بن عبد اللّه بن جعفر بن ابى طالب رضى اللّه عنهم بود ( جعفر طيار شهيد برادر على عليه السلام ) . سبب قيام او اين بود كه او دست تنگ و بدهكار و دچار عسرت و سختى شده بود . از دست بستانكار بستوه آمده با عمر بن فرج كه امور آل ابى طالب را اداره ميكرد و از خراسان در زمان متوكل آمده بود و به كار زادگان ابو طالب رسيدگى ميكرد مذاكره كرد كه صله او را بپردازد عمر پاسخ درشت به او گفت و علاوه بر آن او را بزندان سپرد در زندان ماند تا وقتى كه خانواده و خويشان او را ضمانت كردند و آزاد شد و راه بغداد را گرفت در آنجا با حال بد و تنگدستى زيست . نزد وصيف رفت كه براى او ماهانه معين و مقرر بدارد . وصيف هم به او درشت گفت و پرسيد بايد بمانند تو كسى روزى داد و نگهدارى كرد او نااميد بازگشت و بكوفه رسيد در آنجا ايوب بن حسن بن موسى بن جعفر بن سليمان هاشمى از طرف محمد بن عبد اللّه بن طاهر نايب الحكومه بود . ابو الحسين ( يحيى ) بسيارى از اعراب و اهالى كوفه را دعوت كرد و بفرماندهى خود به محل فلوجه ( در فرات اعلى ) برد . رئيس بريد ( پست كه مراقب حوادث بود ) بمحمد بن عبد اللّه بن طاهر نوشت و خبر داد محمد هم بايوب و عبد اللّه بن محمود سرخسى نايب الحكومه او در سواد ( عراق ) نوشت كه هر دو متفقا بجنگ يحيى لشكر بكشند . يحيى بن عمر هم بكوفه رفت كه بيت المال